قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
444
درة التاج ( فارسى )
اقترانىّ - و استثنائى ، بل كى آن را تحريف مىكنند بزيادتى « 1 » او حذفى ، و تغييرى . بس اگر بيابى آنج مناسب مطلوب باشد اگر مناسب كليت مطلوب - يعنى تمام او باشذ قياس شرطىّ باشذ ، - بس استثنا كنند از براى انتاج . و اگر مناسب جزو مطلوب باشذ - طلب كن آنج مناسب جزو ديگر باشد - و اجتهاد كن در تلفيق مقدمات مبتره - بر نسق اشكال - كى مشترك باشند در امرى - و منتهى بمطلوب . و اگر مناسب مطلوب نباشذ اصلا قياس نباشذ « [ و بسيار باشذ كه مناسبت ] » من حيث المعنى واقع باشذ دون اللفظ ، و تبديل لفظ مركب كنند بمفرد ، و مفرد بمركب ، و استعمال لفظ مشترك كنند . و اين همه مانع باشذ از تنبه « 2 » مر مناسبت « 3 » را بس ، واجب باشذ « 4 » تجريد نظر - بمعنى كنند - بىالتفات بالفاظ ، و احتراز كنند از اشتباه - هر يكى از معدوله - و سالبه به آن ديگر ، و الا تحليل تمام نشود . و كلام در آنج تابع اقيسه است طويل است ، و غير لايق بغرض اين مختصر .
--> ( 1 ) - زيادتى - اصل . ( 2 ) - تنبيه - ط . ( 3 ) - مناسب - اصل . ( 4 ) - باشد كه - ط .